محمد تقي جعفري

130

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

تجزيه و تحليل است : نوع يكم - تجزيه و تحليل براى شناخت اجزاء و روابط تشكيل دهندهء رويداد ، فقط براى فهم و درك آنها كه چه بوده‌اند و چرا بوقوع پيوسته‌اند و چنان رويدادى را بوجود آورده‌اند . نوع دوم - تجزيه و تحليل براى سوء استفاده و بهانه گيرى و بدست آوردن مستمسك براى اجرا و اشباع خودخواهىها و خودكامگىها و تثبيت اصول پيش ساخته براى تحقق بخشيدن به آرمانهاى شخصى . اين نوع تجزيه و تحليل در داستان كارى بود كه معاويه و مگسهاى سفرهء او و خودكامگان خود باختهء شام معاويه بود كه أمير المؤمنين عليه السلام با بيانات كاملا منطقى آن را مردود مىنمودند و به مردم ساده لوح كه در فريبكارىهاى معاويه درك و شعورشان را از دست مىدادند ، فرياد مىزدند كه گول اين خودپرستان قدرتطلب را مخوريد . اينان اگر داستان عثمان را درست تحليل كنند خواهند ديد دست خودشان به خون عثمان آلوده تر از ديگران است و من دستم پاك و از اين حادثه مبرا هستم . نوع سوم - تجزيه و تحليل حادثه براى افزايش تجربه‌ها و دانستنىهاى سودمند و كشف اصول و قوانين در اعتلاء و سقوط حيات انسانها . اينست تجزيه و تحليل واجب و ضرورى در بارهء حوادث و رويدادهاى بزرگ تاريخ . در سرتاسر نهج البلاغه در هر موردى كه أمير المؤمنين عليه السلام در بارهء حادثهء عثمان سخنى گفته است ، از اين نوع سوم بوده و كوشش ضمنى خود را براى جلوگيرى از نوع دوم از تجزيه و تحليل بيان فرموده است . مضمون جملهء آخر در جملات مورد تفسير لزوم سكوت منطقى را در بارهء حادثه عثمان تذكر داده و مىفرمايد : اين رويداد تحقق يافته است و بگذشته خزيده است ، شما در پيش روى خود كتاب الهى و سنت پيامبر و عقل و وجدان داريد ، شما مطابق اين منابع در همهء حوادث نظاره نموده و نتيجه گيرى نمائيد .